Wednesday, June 30, 2010

345. (چه فرقی میکنه کجا) اتفاق افتاد







- یه آدمی هست میخوام باهاش آشنا بشی
+ ممنون، صرف شد!
- آخه خودت رو معطلِ چی کردی؟
+ معطل نکردم. حوصله ندارم، وقت نیزهم، چند ماه دیگه باید بیفتم دنبال کارای کانادا رفتن، یکی رو اینجا مَچَل کنم که چی؟
- حالا شاید اصلا قسمت تو کانادا رفتن نباشه، از کجا می دونی. شاید قسمت باشه همینجا بمونی.
+ قسمتِ من غلط کرده، این دفعه اون به ساز من میرقصه



من تو دهنِ این قسمت میزنم



پ.ن. معرفی اصلا روش خوبی نیست. بعدا عواقبش دومَن همه رو میگیره
باورکن



4 comments:

فرشته said...

كاش من مي تونستم تو دهن قسمت بزنم نه اينكه مثل اين بيچاره ها هر فرصتي از دست دادم بگم قسمت نبوده واقعا خوش به حالت

Joker said...

به جاش بقیه به من میگن قسمت نبود. منم سر تکون میدم، چارهی دیگه ای ندارم

ننه سام said...

اولا تا اونجا كه من شنيدم، معرفي نبوده و انتخاب خود آقا بوده
دوما قسمت بود، لياقت كافي نداشتند

Joker said...

نگووووووووووو کافر
دوست نداشت خوب زوری که نمیشه